الشيخ رسول جعفريان

602

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

حتى اتَوْكُمْ فى محلّ بلادكم * فَسَقَوْكُمُ حتفاً ببيضٍ ذُفَّف « 1 » بنابراين درگيرى مسلمانان مدينه با خيبريان از پس از جنگ احزاب آغاز شده و آنان در انديشهء يك رويارويى با مسلمانان بودند . پس از صلح حديبيه ، يهوديان در وضع دشوارترى قرار گرفتند ، زيرا امكان استفاده از نيروى قريش و يا همپيمانان آن را نداشتند . با اين حال ، برخى قبايل عرب كه در اطراف خيبر بودند ، در دشمنى با اسلام با آنان همداستان بود ، و در اين وقت مذاكراتى ميان آنان و خيبريان در جريان بود . از آن جمله قبيلهء بنى سعد بود كه در اطراف خيبر سكونت داشت . به روايت واقدى ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از همراهى آنان با اهل خيبر آگاهى يافت و شنيد كه آنان قصد كمك به يهوديان را دارند . پس از آن در رمضان سال ششم ، امام على عليه السلام را همراه يكصد نفر بدان سوى فرستاد . آنها در منطقهء هَمَج كه چاهى در ميان خيبر و فدك بود به جاسوسى از قبيلهء مذكور برخوردند . او براى حفظ جان خود مجبور شد تا مسلمانان را تا محل چراگاه بنى سعد هدايت كند . مسلمانان بر شتران و گوسفندان يورش برده ، شمار زيادى از آنها را - شامل پانصد شتر و هزار گوسفند - به غنيمت گرفتند . چوپانان فرارى خبر هجوم مسلمانان را به بنى سعد رسانده و بدين ترتيب جمعيت آنان متفرق گرديد . در اين نقل آمده كه جاسوس مزبور برادرزادهء رئيس قبيلهء بنى سعد بود . او براى بردن پيام رئيس طايفهء خود به سوى خيبر مىرفت . در نقلى از رئيس طايفهء بنى سعد آمده است كه حتى پس از اين حمله تصور نمىكرده است كه مسلمانان به خيبر حمله كنند ، زيرا در آنجا قلعه‌هاى مستحكم غير قابل نفوذى بوده است . « 2 » به هر روى اين حركت نيز ضربه‌اى ديگر بر يهوديان خيبر بود . اقدام ديگر مسلمانان در خيبر ، اعزام يك گروه سه نفره براى بدست آوردن آگاهى از وضعيت خيبر بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم عبد الله بن رواحه را همراه دو نفر ديگر به خيبر فرستاد و آنان توانستند در اقامت سه روزه خود آگاهىهايى بدست آوردند . در آن زمان يسير يا اسير بن رزام « 3 » كوشيد تا با تحريك قبيلهء غَطَفان كه مسكنشان در همان نزديكى خيبر بود ، جنگى را بر مدينه تحميل كند . زمانى كه اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد ، آن حضرت عبد الله بن رواحه را همراه سى نفر به سوى خيبر فرستاد . آنان با گرفتن تأمين نزد اسَير رفته و اظهار كردند كه اگر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آيد او را حاكم خيبر خواهد كرد . اسير

--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 276 ( 2 ) . المغازى ، ج 2 ، صص 563 - 562 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 6 ، صص 155 - 154 ( 3 ) . ابن هشام « يسير » ضبط كرده است ؛ و در متن واقدى زرام آمده .